احساس هیچی بلد نبودن!

خیلی ها تو این دوران فک میکنن واقعاً هیچی بلد نیستن و پشتِ هم دوست دارن مطالب رو تو ذهنشون مرور کنن ببینن یادشون میاد؟نمیاد؟بلدن؟بلد نیستن؟چجوریه در کل…

تو این دوران این مورد خیلی عجیب نیست و تا جایی هم پیش میره که طرف فک میکنه هیچی نخونده انگار.بعد جالم این جاست که دوست داره مُدام این حسو بیشتر و بیشتر تقویتش کنه حالا این دلیلش دیگه واقعاً جوابی براش نیست ولی خب در کل این رو بدونین نباید با مرور مطالب توی ذهنتون و حالا اینکه یادتون نمیاد و اینا خودتون رو به هم بریزین و استرس الکی به خودتون بدین.

اون چیزی که میتوینن باهاش خودتون رو بسنجین آزمون هست نه این فکر و خیالا و حس های الکی که میاد و میره.

باید خودتون رو محک بزنین باید ببیننی وقتی ازتون سؤالی میشه چطور میتونین باهاش مواجه بشین و اون جاست که میشه فهمید واقعاً تا الآن مطالعه خوبی داشتین یا نه.

بعدشم حالا بالفرض که خوب نخونده باشین باید همش عزای اینو بگیرین که نخوندم و فلان و بمان؟نباید یه حرکتی؟تغییری؟یه کاری بکنین؟

باید همینجوری بمونین و غصه بخورین و از ناراحتی خودتون رو آب کنین؟

اگه اینجوری حل میشد که خیلی ها این استعداد رو داشتن حتی میتونستن رتبه یک بیارن با این راهِ حل،اصلا تعداد رتبه های یک بالاتر از این حرفا میشد:)

پس یکم با خودت فک کن ببین الآن باید چیکار کنی؟

الآن وقتِ مرور و تست و خلاصه خوانیه نه وقتِ اینکه بشینیم ببینیم چیکار کردیم نکردیم و غصه بخوریم و هی بیشترش کنیم.

اسکرول به بالا